Loading...

دوشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۹ ه‍.ش.

داستان سکس من با راحله جون.

دوست دختری داشتم که مثل برف سفید بود. روزهای اول که خونه ما رفت و امد داشت از من کمی میترسید و چندان نزدیک من نمیومد اما من همیشه تو کف اون بودم و ارزو میکردم که یکبار هم که شده با اون سکس داشته باشم اما اون از من میترسید اما با مرور زمان تونستم اونو به طرف خود جذب کنم. مثلآ روزهای اول فقط سینه هاشو از روی لباس میمالیدم و به همین کفایت میکردم. اما چند روز بعد نتونستم طاقت بیارم و به اون گفتم فقط از روی شلوار کیرمو به چاک کوس اون میذاشتم . بعد از یک مدتی حس کردم که اونم بدش نمیاد با من سکس داشته باشه. یک روز که جمعه بود خونه ما اومد و در اتاق من اومد دیدم از چشماش شهوت میباره اخ تا اون روز اصلآ روزهای جمعه خونه ما نیومده بود منم که خیلی حشری بودم براش گفتم بیاد نزدیک من بشینه تا کمی صحبت کنیم اونم که حس کرده بود الان ای که کاری میخوام با اون بکنم بدون معطلی نزدیکم نشست منم که تو کف اون کوس سفید و چاق اون بودم بعد از چند لحظه ای که با هم اختلاص کردیم من بدون معطلی دستمو گذاشتم روی سینه هاش که مثل دو تا سیب سبز سفت بود و شروع کردم به مالوندن سینه هاش وای نمیدانید که سینه های یک دختر 15 ساله چه کیفی داره اونم که کمی چاق باشه تو لحظه فکر میکردم همه دنیا مال منه البته خوشی هاش بعد از چند لحطه ای که سینه هاشو مالوندم رفتم سر اصل چیز یعنی یک کوس سفید و چاق مثل یک مشت بمبه بهد از چند لحظه ای که کوس اونو مشت کردم بدون معطلی خوابوندمش و شلوار اونو کشیدم تا اینکه چشمم به یک کوس سفید افتاد از خودم بیخود شدم و کیرمو که مثل یه دسته اونگ شده بود بیرون کردم اخ شما نمیدونید که کیر من مثل کیر امریکایی ها هستش و چون شق کرده بودم راحله رو به رو خوابوندم و کیرمو بدون معطلی گذاشتم دهن کوسش و کمی فشار دادم اما دیدم که هیچ عکث العملی از درد نشون نداد و من کمی جرات کرده بیشتر فشار دادم توش هیچ یادم نبود که اون هنوز دختره و بکارت داره وقتی کمی فشار دادم سرش رفت توش دیدم هیچی نگفت ناگهان خودشو تکون داد دیدم کیر کلفتم تا نصفش توی کوس تنگش رفت و دیدم کمی خون بیرون شد من بهش گفتم راحله جون چیکار کردی بکارتت باره شد اونم بدون هیچ ترسی گفت چرا ترسیدی کارتو بکن نترس وقتی من که نمیترسم تو چرا میترسی من با دهان باز به حرفاش گوش میدادم وقتی حرفاش تموم شد من هم تا دسته کیرمو کردم توش و به تلمبه زدن شروع کردم بعد از چند دقیقه شاید در حدود بیست دقیقه بعد ابم اومد بهش گفتم راحله جون ابم میاد چیکار کنم اونم گفت خوب بریز توش البته اون از من جلوتر ارضا شده بود ون هم تلمبه زدن رو تندتر کردم و در اخرین لحظه تمام ابمو با فشار ریختم توی کوس سفیدش چند لحظه ای به همون حالت روش خوابیدم و وقتی کیرمو از توی کوسش بیرون کردم نگاه کرده ابم قطره قطره دارد میاد بیرون بعد از اینکه کوس و کیر خودمو تمیز کردم ازش به خاطر لطفی که در حق من کرد تشکر کردم و بعد از ان روز هفته ای سه بار باهاش سکس داشتم. امیدوارم خوشتون اومده باشه. البته داستان من صد در صد حقیقی است .

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر